شكر خدا كه نوكری ام را قبول كرد

احرام حج دلبری ام را قبول كرد
شكر خدا كه هیئتی ام كرده باز هم
نذر و نیاز مادری ام را قبول كرد
شكر خدا كه نام مرا هم نوشته اند
یك عمر مشق حیدری ام را قبول كرد
شكر خدا كه عاقبتم را به خیر كرد
بی دست و پا و بی سری ام را قبول كرد
شكر خدا كه با همه روسیاهی ام
این گریه های آخری ام را قبول كرد
بی بال و پر ، به عكس حرم خیره می شدم
با اینهمه كبوتری ام را قبول كرد
شكر خدا كه آخر ماه محرمی
ارباب باز نوكری ام را قبول كرد

اي اجل مهلت بده ..

اگر سال ديگر ، محرم زنده باشم
برایت قدر دریا گریه دارم
 
نه اینکه چشم من خوش اشک باشد
به عشق چشم زهرا گریه دارم

 

يا حسين درياب اسيران را .........

 در وقت گرفتاري ..



 

مشک برداشت که سیراب کند دریا را...

مشک برداشت که سیراب کند دریا را
رفت تا تشنگی اش آب کند دریا را

آب روشن شد و عکس قمر افتاد در آب
ماه می خواست که مهتاب کند دریا را

تشنه می خواست ببیند لب او را دریا
پس ننوشید که سیراب کند دریا را

کوفه شد علقمه، شق القمری دیگر دید
ماه افتاد که محراب کند دریا را

تا خجالت بکشد سرخ شود چهرۀ آب
زخم می خورد که خوناب کند دریا را

ناگهان موج برآمد که رسید اقیانوس
تا در آغوش خودش خواب کند دریا را

آب مهریۀ گل بود و الاّ خورشید
در توان داشت که مرداب کند دریا را

کاش روی دل خشکیدۀ ما آن ساقی
عکسی از چشم خودش قاب کند دریا را

روی دست تو ندیده ست کسی دریا دل

چون خدا خواست که نایاب کند دریا را

یا قمر بنی هاشم


پسر فاطمه ..



تمام راه ظهور تو با گنه بستم

دروغ گفته ام آقا كه منتظر هستم


كسی به فكر شما نیست راست می گویم

دعا برای تو بازیست راست می گویم



اگرچه شهر برای شما چراغان است

برای كشتن تو نیزه هم فراوان است


من از سرودن شعر ظهور می ترسم

دوباره بیعت و بعدش عبور می ترسم


من از سیاهی شب های تار می گویم

من از خزان شدن این بهار می گویم


درون سینه ما عشق یخ زده آقا

تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا


كسی كه با تو بماند به جانت آقا نیست

برای آمدن این جمعه هم مهیّا نیست

سقا آب ننوشيد ..

تاسوعا روزی است که حضرت عباس علیه السلام حماسه ای بی نظیر آفرید

یا ابوالفضل العباس (ع)

چه منظره با شکوهی است . چه قدرعظمت است چه قدر شجاعت و دلاوری است .  چه قدر انسانیت و شرف است  چه قدر معرفت و فداکاری است ........

آقا نيا ..

فریب ما مخور آقا دروغ میگوییم
به جان حضرت زهرا دروغ مي گوييم

چه ناله اي چه فراقي چه درد هجراني

نيا نيا گل طاها دروغ مي گوييم

تمام چشم براهي و انتظار و فراق

و ندبه هاي فرج را دروغ مي گوييم

دلي که مامن دنياست جاي مولا نيست

اسير شهوت دنيا دروغ مي گوييم

زبان سخن ز تو گويد ولي براي مقام

به پيش چشم خدا هم دروغ مي گوييم

کدام ناله غربت کدام درد فراق

قسم به ام ابيها دروغ مي گوييم

خلاصه اي گل نرگس کسي به فکر تو نيست

و ما به وسعت دريا دروغ مي گوييم

پدر خوبي ها ...

مولای من، ای سبزترین بهار هستی...!

بیا که دل آسمانیم سخت تنگ آمدن توست. بیا که آسمانیان غریب مانده اند.

بیا که بی تو زمین تنگ است و آسمان دلتنگ...!

ای کشتی نجات اگر تو نیایی آسمان دلمان گرفته خواهد بود و داغ عصرهای آدینه هر هفته

بر دلهایمان سنگینی خواهد گرد.

ای مهربان من اگر تو نیایی حیات بوی ماندن نخواهد داشت و زنده بودن بوی زندگی نخواهد داد.

ای مهربان ترین منجی موعود...! چاره مان فقط به دست توانای توست.

مولای من...! عاشقانه تو را دوست می دارم...! بیا که در انتظارت در هر لحظه شعر انتظار را

می سرایم :

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی


حسين

حسین بیش از آب تشنه ی لبیک بود, تشنه ی آزادی….
افسوس که به جای افکارش
زخمهای تنش را نشانمان دادند
و بزرگترین دردش را بی آبی نمایاندند….


دکتر شریعتی

مهدي ..

سپری میشود این ظلم و عدو می بازد 


میرسد آنکه خداوند به او مینازد


آید آنروز که بینند همه عالمیان 


در بقیع حضرت مهدی حرمی میسازد.

شايد اين جمعه .....

تمام دلخوشی من به هفته ها این است   که جمعه ای برسد آید از تو یک خبری

 

به هرکجا که روم یک بهانه مشترک است       که شاید از گذر راه من کنی گذری

 

به حسرت نگهی مانده ام در این دنیا          بیا و از کرمت کن به بینوا نظری

 

قسم به خال سیاهت که عاشقی زارم        چرا زعاشق زارت چنین تو بر حذری

 

بشم به صبح رسید و رسید جان به لبم      بیا به گوشه ی این دل گذر نما سحری

 

بسوزم و بفروزم چو شمع آب شوم       بیا به شعله ی جانم عطا نما اثری

 

کجا روم بجز از درب خانه ات جانا        بجز در تو ندانم نشان هیچ دری

                           

                               خدا کند که دوباره مرا پناه دهی

 

 

                            الا که بر همه آوارگان تو سایه سری

ظهور..

عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود

عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق می شود

شرط می بندم زمانی که نه زود است و نه دیر

مهربانی حاکم کل مناطق می شود

بسم رب الحسین 

 

ياد پوتينهايي بخير كه مشكي بودند

 

 اما از پس خود ذرهاي تيرگي و تاريكي به جاي نگذاشتند

 

 و جاهايي رفتند كه كفشهاي ديگر جرأت

 قدم نهادن به آنها را پيدا نكردند

ای که قرار است تمام امیدها و آرزوها را به خویش نزدیک نمایی  و تمام رودها را به هم پیوند دهی ، تا یکی

چیزهایی توی دلم هست که به زبان نمی آد...
براش واژه ای نساخته اند ...
خودم هم درست معنی اش را نمی فهمم
چیزهایی از جنس دوست داشتن...
خوبی دیگران را خواستن...
غربت و تنهایی...
دل شکستگی...
چشم انتظاری...

آن آب که من بی تاب میتوانم یافت چیست
جز گوارای دیدارت
این تشنگی را چه پایان میتوان داد
جز زلال جمالت 
این خستگی را کدام آسودن از یاد میتواند برد
جز در حریم وصالت 
این آشفتگی را... این بی سامانی را...
چه جز روی تو می تواند به سامان رساند...

جمعه عصرها می نشینم پای صحبت گریه هایم...

می نشینم تا قصه دنباله دار تنهایی را بار دیگر گوش کنم...

می نشینم تا خاک غربتی را که بر سر و رویم نشسته است را از یاد ببرم

و حرفهای دلم را ، این اشکهای سرزده را ، به رشته تحریر در آورم...

ولي زمان

سلام بر آقای غریبم....
 
همیشه تو اوج لحظه هایی که حس فراقت رو می خوام فریاد بزنم

نمیشه!
بعضی وقتا که بارون می آد حس دوری تو کاری میکنه که چشمام با ابر بارون رقابت میکنه...
 
باخودم یه قراری گذاشتم که وقتی بارون بیاد چشمام نم بارون بگیره و سیل راه بیندازه و از
 
 موجهای اشکام ، صدای خروشش
 
اللهم عجل لولیک الفرج
 
رو فریاد بزنه....
 
آخه می گن وقت بارون دعا مستجاب میشه!

سلام امام رئوف ..

سلام

با زهم یک جمعه دگر شد ...

چشمانم به رنگ آسمان پنجره است،

آرام آرام سرد می شود..

چشمانم!

 (درغم بزرگی است )

 هفته ای دگر  آغاز....

و آفتاب نگاهم سرخ....

 بار دگر دلم آواره شد

بارالها ، اجلم را تو به تاخير اندار


چند روزيست دلم تنگ محرم شده است

یارب نظر لطف تو برنگردد هرگز

الهی .. ما همه بیچاره ایم و تنها تو چاره ای و ما همه هیچکاره ایم و تنها تو کاره ای

الهی .. چون تو حاضری چه جویم و چون تو ناظری چه گویم

الهی .. از روی آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده ام . از انس و جان شرمنده ام . حتی از روی شیطان شرمنده ام که همه در کار خود استوارند و این سست عهد ناپایدار ..

الهی .. اگر ستارالعیوب نبودی ما از رسوایی چه می کردیم

الهی .. خوشا آنانکه در جوانی شکسته شدند که پیری خود شکستگی است

الهی .. در بسته نیست ما دست و پا بسته ایم

الهی .. آنکه سحر ندارد از خود خبر ندارد

الهی .. آنکه را عشق نیست ارزش نیست

الهی .. هادی از دست خود چنان بود و در دست تو چنین شد شکرت که آنچنان اینچنین شد

الهی .. هادی هرچه کند کم است و تو هر چه دهی بسیار

الهی .. دهن هادی به عطر ذکر تو معطر است حیف است که بوی بد گیرد

الهی .. هراس هادی از خویش بیش از اهرمن است که این دشمن بیگانه است و آن آشنا و هم خانه

الهی .. نعمت هایی که به هادی داده ای تا قیامت نه تواند احصا کند و نتواند از عهده شکر یکی از آنها برآید

الهی .. این بنده از روی خود شرمنده است چگونه از پروردگارش شرمسار نباشد

الهی .. جمعی از تو ترسند و خلقی از مرگ و ... هادی از خود

الهی .. شکرت که بناز و نعمت پرورده نشدم و گرنه از کجا هادی می شدم

الهی .. تا کنون به نادانی از تو می ترسیدم و اینک به دانایی از خود می ترسم

الهی .. خوشا آنانکه فقط دل به تو خوش کرده اند

الهی .. درجات پدرم و مادرم را مزید گردان که اگر ایشان احسن نمی بودند من هادی نمی شدم ..

 

 

حرف دلم

اي خدا ... بازم اين جمعه دلم گرفت اما يوسف زهرا نيومد .. ميدونيدچيه آخه من شنيدم آقا تو يه تاسوعا يا تو يه عاشورا ظهور ميكنه .... پس يعني بايد يك سال ديگه منتظر بشينم .. اصلاً نمي دونم زنده هستم يا نه خداجون مهلت بده يه محرم ديكه ، يه تاسوعا عاشوراي ديگه زنده باشم تا ..................


مهديا تو كه يك گوشه چشمت غم عالم ببرد

                                          حيف باشد كه تو باشي و مرا غم ببرد

سقاي مهدي ..

كي شود مهدي بيايد دردهاي سينه را درمان كند

             محرم فقط یک جمله:امان از دل زینب

هر کجا که می روم ز غمت دیده پر نم است   

هر سال و ماه و هفته و روزم محرم است

یک لحظه بی محبت تو کی کشم نفس   

دنیای بی حسین برایم جهنم است

alt

كي گفته من بابا ندارم                        كي گفته من بي سرو پايم

باباي من قشنگترين باباي دنياست         حتي اگه تو آسمونهاست 

خدايا : به علي اصغر حسين ديگه فرج آقامون رو نزديك كن

اینجا میان مردم صحبت ز منع آب است      دلشوره ام برای شش ماهه رباب است

يا حسين

كالاي خوب ...

در دیار ما که هر کالا به هر جا درهم است

خوب و بد معیوب وسالم، زشت و زیبا در هم است

گر خریداری کند کالای خو ب از بد جدا

با تشر گوید فروشنده که آقا در هم است

مهدیا! یاران خوبت را مکن از بد جدا

روسیاه و روسفیدش جان مهدی درهم است

یا اباصالح المهدی ادرکنی

زاشک دیده نوشتم هزار نامه برایت

مگر  که نامه بیچارگان جواب  ندارد

ای که از دیده ما روی مهت در پرده ست

گنه ماست چنین پرده نشینت کرده ست

اباصالح المهدی 
ادرکنی

دل نوشته های مهدوی

جمکران

ترسم از اون روزیه که تو بیایی و من تو خاک باشم آقا…
ترسم از آن روزیه که تو بیایی و من نباشم آقا…

آقا این دل ها گرفته! این دل ها مرده! این دل ها خسته شده…

کجایی آقا؟ سخته؟؟ آقا این جمعه هم داره می ره! آقا پس کی میای؟؟ آقا انگار یادمون رفته جای تو خالیه…

انگار گناهامون رو این دل ها رو سخت گرفته آقا…

آقا شما امید مادری! شما امید زینبی…. شما عزیز خدایی…

خدا کند که بیایی…

 سری به نیزه بلند است، سر برادر زینب
خدا کند که نباشد سر برادر زینب…

  اللهم عجل لولیک الفرج

یا صاحب الزمان… یا اباصالح …. یابن الزهرا (س)… بأبی أنت و أمی…

عشق یعنی یک کلام حسین علیه السلام

http://antibbc.persiangig.com/karbala.jpg

بي قراري ...

                           ز کدامین کوچه های بیقراری گویمت

در کدامین لحظه ی چشم انتظاری جویمت

خسته از دوران دردم، خسته از حس غریب

خسته از دوران بی تو، مانده در عصر عجیب

با کدامین جمعه می آیی امید عاشقان

از کدامین سوی یثرب، از کجای این جهان

اللهم عجل لولیک الفرج

زينب ...

محمل زینب کبری به همه ثابت کرد

سر شکستن زغم یار جگر می خواهد