حضرت حيدر به نام فاطمه حساس بود خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه گردنت را ميشكست آنجا اگر عباس بود
وقتی قرار شد من بی قرار تو باشم و تو تنها قرار من از هر چه قرار است جز تو باشد خواهم گذشت...
گاهی اگر با ماه صحبت کرده باشی از ما اگر پیشش شکایت کرده باشی گاهی اگر زیر درختان مدینه بعد زیارت استراحت کرده باشی در سالهای سال دوری و صبوری چشم انتظاری را شفاعت کرده باشی حتی اگر بی آنکه مشتاقان بدانند گاهی نمازی را امامت کرده باشی پس بوده ایی و هستی و میایی از ره تا حق دلها را رعایت کرده باشی .. اللهم عجل لویک الفرج
هیچ داری از دل مهدی
خبر؟ گریه های هر شبش را تا
سحر؟ او که ارباب تمام عالم
است، من بمیرم، سر به زانوی غم است، شیعیان! مهدی غریب و بی کس است، جان مولا معصیت دیگر بس
است، شیعیان! بس نیست غفلت هایمان؟ غربت وتنهایی مولایمان؟ ما عبید و عبد دنیا گشته
ایم، غافل از مهدی زهرا گشته
ایم، من که دارم ادعای شیعه
گی، چه بگویم من به جز
شرمندگی...؟ (( اللهم عجل لولیک
الفرج ))
آنچنان منتظرم در راه شوق که اگر زود بیایی دیر است
دلم انگاری گرفته قد بغض یا کریما عصر جمعه توی ایوون می شینم مثل قدیما تو دلم می گم آقا جون تو مرادی من مریدم من به اندازه ی وسعم طعم عشقتو چشیدم کاشکی از قطره ی اشکت کمی آبرو بگیرم یعنی تو چشمه ی چشمات با نگات وضو بگیرم برای لحظه ی دیدار از قدیما نقشه داشتم یه دونه هدیه ی ناچیز واسه تو کنار گذاشتم یادم یکی بهم گفت هر کی تنهاست توی دنیا یه دونه نامه ی خوش خط بنویسه واسه آقا کاغذ نامه رو بعدش توی رودخونه بریزه بنویسه واسه مولاش خاطرت خیلی عزیزه خاطرت خیلی عزیزه
من از اشكي كه مي ريزد ز چشم يار ميترسم از آن روزي كه اربابم شود بيمار ميترسم رها كن صحبت يعقوب و دوري غم فرزند من از گردادن يوسف سر بازار ميترسم همه گويند اين جمعه بيا ، اما درنگي كن از اينكه باز عاشورا شود تكرا ميترسم
![]()
![]()

![]()
![]()
مثل تمام غصه ها، این هم غمی نیست
از عالم غم دلرباتر عالمی نیست
از دوست دشمن ساختن کار کمی نیست
«انسان» فراوان است، اما «آدمی» نیست
جایی که تا امروز برآن پرچمی نیست
![]()

![]()
![]()
و ميله هاي آهنين و عشق هاي ساعتي
حوالي نگاهمان دوباره صف کشيده است
صداي تيک تاک غم , شماره هاي صنعتي !
امان از اشتباه هاي نا تماممان , همان
تفاخر هميشگي به هيچ هاي قيمتي !
ميان قرن حادثه کجاست اتفاق عشق
نمانده در تسلط همان هبوط لعنتي ؟!
کسي نيامد از تبار انتظارمان ببين
که مانده ايم سخت در هجوم بي لياقتي !![]()
![]()

آه ازين چشم هاي بي لياقت
تو باشي و ما تو را نبينيم!؟
آه ازين دل بي لياقت
تو غريب باشي و ما را غم نباشد!؟
آه ازين همه بي غيرتي
تو « هل من ناصر » بگويي و ما اين همه كر!؟
چند جمعه مانده تا لايق شدنمان ارباب؟
براي بيداريمان دعا مي خواني دلشكسته ي من؟![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |


